محمد تقي جعفري
133
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تفسير عمومى خطبهء سى و يكم 1 ، 4 لا تلقينّ طلحة فأنّك ان تلقه تجده كالثّور عاقصا قرنه يركب الصّعب و يقول هو الذّلول ( با طلحه ديدار مكن ، زيرا اگر او را ببينى ، او را مانند گاوى خواهى يافت كه شاخش را به روى گوشش كج كرده است . او سوار كارهاى بسيار دشوار مىشود و آن را آسمان و ناچيز خيال مىكند ) آيا قيافه و مختصات حيوانات هر يك نمايشى از وضع روانى ما نيست مردم در مقام اهانت و دشنام به يكديگر از اين گونه كلمات بسيار بهره بردارى مىكنند : خر ، گاو ، سگ ، بوزينه ، خوك ، روباه ، مار ، خفاش و غيره . البته با به كار بردن نام هر يك از اين حيوانات ، صفت پست آن را به كسى كه مورد دشنام قرار دادهاند ، نسبت مىدهند . خر بعنوان نفهمى محض ، گاو بعنوان نفهمى مخلوط با كبر و نخوت ، سگ تعليم نديده ، بعنوان دندان گرفتن و پرخاش ، بوزينه بعنوان تقليد و همچنين صفت پست هر حيوانى را در موقع ناسزا گفتن به يكديگر نسبت مىدهند . در بعضى از آيات قرآنى مردمى را كه ادعاى داشتن كتاب و مكتب مىنمايند ، ولى عمق آن را نمىفهمند و به ادعاى خود عمل نمىكنند ، به الاغ تشبيه نموده است :